العلامة المجلسي

52

حياة القلوب ( فارسي )

وجبر نرسد ؛ وبعضي گفته‌اند ملكهء نفسانيّه است كه صادر نمىشود از صاحبش با آن معاصي ؛ وبعضي گفته‌اند كه عصمت لطفى است از خدا كه نسبت به بنده مىكند كه به آن لطف بنده را داعى به ترك طاعت وارتكاب معصيت نمىآيد وأسباب آن لطف چهار چيز است : أول آنكه : نفسش را يا بدنش را خاصيتى باشد كه مقتضى ملكه باشد كه مانع از فجور باشد . دوم آنكه : حاصل مىشود أو را علم به معايب وبديهاى معاصي ومناقب ونيكيهاى طاعت . سوم آنكه : تأكيد اين علوم به تتابع وحى والهام از جانب خدا . چهارم : مؤاخذه كردن أو بر مكروه وترك أولى به حيثيّتى كه بداند كه هرگاه در غير واجب كار را بر أو تنگ مىگيرد در واجبات ومحرّمات با أو مسامحه نخواهد كرد . پس هرگاه اين أمور در كسى جمع شود أو معصوم خواهد بود ، وحق آن است كه قدرت أو بر معصيت برطرف نمىشود والّا مستحقّ مدح بر ترك معصيت نخواهد بود ونه به فعل ثواب ، وثواب وعقاب در حقّ أو نخواهد بود ، پس از تكليف بيرون خواهد بود ، وآن باطل است به اجماع ونصوص متواتره « 1 » ؛ وأيضا عصمت ، فضل وكمال نخواهد بود چه بنابراين هر كس را جبر كند معصوم خواهد بود ، وتحقيقش آن است كه آدمي با قوّت عقل ووفور فطنت وقابليّت وكثرت عبادت ورياضت وهدايت رباني وتوفيقات سبحانى به مرتبه‌اى مىرسد كه پيوسته مراقب جناب ربّ الأرباب مىباشد بلكه از مرادات وإرادات خود بالكلّيّه خالى مىگردد وبه مقام وَما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ * « 2 » مىرسد ومصداق : « بي يسمع وبي يبصر وبي يمشي » « 3 » مىگردد ، پس در اين حال ترك طاعت وصدور معصيت بلكه خلاف أولى از أو محال باشد مثل كسى كه در پيش پادشاهى در

--> ( 1 ) . كشف المراد 391 . ( 2 ) . سورهء انسان : 30 ؛ سورهء تكوير : 29 . ( 3 ) . بحار الأنوار 5 / 207 .